محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
262
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) ( 106 / 4 ) آموزشهايى به معاذ بن جبل الاموال ، ابن زنجويه ( خطّى ) ورق 9 / الف و 9 / ب ، دو روايت . مقابله كنيد : بع ش 65 ، 93 ، 106 ، 1411 ؛ ابن ماجه 8 / 12 ش 1803 ؛ بد 9 / 5 حديث شمارهء 10 - 12 در پايان آن آمده است : از هر فرد بالغ ، يك دينار يا همسنگ آن از معافر ، جامهاى كه در يمن پوشند ، بستانند ( الأكوع الحوالى در حاشيهء ص 105 گفته است : « معافر همان است كه امروز آن را الحجريّه مىنامند ) ؛ مصنّف عبد الرّزاق ش 7187 ( در ميان من و شما ، نامهء معاذ بن جبل هست : وى از بنشنها چيزى نستانده است ) ، و شمارهء 7189 ( آن ، به السّنن الكبرى ، بيهقى 4 / 128 ارجاع داده است ) : « فرمان پيامبر خدا ( ص ) به معاذ بن جبل كه در آن ، به وى دستور داده است كه از گندم ، جو ، مويز و خرما ، زكات بستاند . » معاذ گفت : پيامبر خدا ( ص ) مرا به يمن گسيل كرد و به من دستور داد كه از هر چهل رأس گاو ، يك گاو دوساله و از هر سى رأس ، يك گوسالهء يكساله ( 1 ) و از هر فرد بالغ ، يك دينار بستانم . . . پيامبر خدا ( ص ) به مردم يمن نوشت كه از اهل كتاب از هر شخص بالغ ، يك دينار گرفته شود . ( هنگامى كه ) معاذ در يمن بود ، پيامبر خدا ( ص ) به وى نوشت : از آنچه كه آسمان يا آب روان سيراب مىسازد ، يك دهم و از آنچه كه به وسيلهء دلو ، آبيارى گردد ، نصف يك دهم ( يك بيستم ) و از مرد و زن بالغ ، يك دينار يا برابر آن ، جامهء معافرى دريافت كنند ؛ و هيچ يك از يهود را از پرداختن به آيين خويش ، بازندارند . شايد متن كامل آموزشهاى ياد شده ، همان است كه در زير آمده و محمد بن على الأكوع حوالى نيز آن را در كتاب خود « الوثائق السّياسيّة اليمنيّة » ص 140 - 142 آورده و به نسخهء خطّى تاريخ ناشناخته نيز ارجاع داده است . نيز بنگريد : سفر معاذ به يمن ص 124 - 130 . ( 2 ) به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر اين ، فرمانى است از سوى محمّد بن عبد اللّه فرستاده خدا ( ص ) به معاذ بن جبل و مردم يمن ، آنگاه كه پيامبر ( ص ) كار مردم يمن را به او سپرد : [ به وى دستور دادهام ] كه خداى بزرگ را پرهيزگار باشد و بر بنياد كتاب خدا و سنّتهاى پيامبر او ، رفتار كند . نسبت به يمنيان چون پدرى مهربان و در انديشهء سامان بخشيدن به كارهاى آنان باشد . نيكوكار را در برابر كار نيكش پاداش دهد و بدكار را بگونهاى پسنديده ، از بدى بازدارد . من معاذ را چون فرمانروايى به سوى شما گسيل نكردهام ، بلكه وى را بسان برادر و آموزگارى كه فرمان خدا را اجرا كند و حقّ صاحب حق را به وى بازدهد ، به سوى شما روانه كردهام . از اين رو ، به سخن وى گوش فرا دهيد و از او فرمان بريد و در آشكار و نهان ، نيكخواه وى باشيد . چنانچه در كارى دچار كشمكش